دیپلماسی نفت | در شرایطی که آلودگی هوا به یکی از اصلیترین تهدیدهای سلامت عمومی در ایران تبدیل شده و کلانشهرها هر سال رکوردهای تازهای از روزهای ناسالم را ثبت میکنند کیفیت بنزین تولیدی کشور همچنان درهالهای از ابهام، انکار و فقدان شفافیت باقی مانده است. این وضعیت درحالی ادامه دارد که قانون هوای پاک سالهاست بهاجرا گذاشته نشده و برنامههای توسعهای جدید نیز بار دیگر بدون ضمانت اجرایی موثر بر تولید سوخت استاندارد یورو۴ و یورو۵ تاکید کردند.
همزمان ناترازی فزاینده بنزین، رشد بیوقفه مصرف و فشار سنگین واردات سیاستگذار انرژی را عملا بهسمتی سوق داده که «افزایش حجم تولید» به اولویت مطلق تبدیل شود حتی اگر بهای آن چشمپوشی از کیفیت، افزایش آلایندگی و تحمیل هزینههای پنهان به سلامت جامعه باشد. درچنینفضایی پرسشهای اساسی درباره ترکیب واقعی بنزین عرضهشده، میزان استفاده از افزودنیهای مسالهدار و نقش نهادهای نظارتی بیپاسخ مانده یا با پاسخهای کلی و غیرشفاف مواجه شده است.
ازسوی دیگر انحصار تولید بنزین دراختیار چندپالایشگاه بزرگ، قیمتگذاری دستوری، یارانه گسترده انرژی و ساختار شبهدولتی صنعت پالایش انگیزه سرمایهگذاری برای نوسازی و ارتقای کیفیت را بهحداقل رسانده است. ابزارهای قانونی نظیر قانون هوای پاک، نظارت سازمان ملی استاندارد و حتی هشدارهای قضایی وجود دارند اما درعمل دربرابر ملاحظات سیاسی، نگرانیهای اجتماعی و ترس از تشدید ناترازی بنزین بهحاشیه رانده شدند.
دراینمیان پرسش کلیدی این است که آیا کیفیت بنزین قربانی مصلحتسنجیهای کوتاهمدت شده و چه نهادی باید پاسخگوی پیامدهای زیستمحیطی و بهداشتی این تصمیمات باشد؟ فرزین سوادکوهی، کارشناس انرژی در گفتوگو با «جهانصنعت» با نگاهی انتقادی به بررسی ریشههای این وضعیت، نقش نهادهای مسوول و تضاد میان سود پالایشگاهها و کیفیت پایین سوخت تولیدی پرداخته است.
بنزین پرحجم، هوای سمی
سوادکوهی درپاسخ به این سوال که چرا باوجود الزامهای قانونی مانند قانون هوای پاک و برنامههفتمتوسعه استانداردهای تولید بنزین(یورو۴و۵) در پالایشگاههای کشور بهطور کامل رعایت نشده و نظارت موثری بر محصول نهایی وجود ندارد و مسوول مستقیم این نظارت کدام نهاد است، میگوید: باوجود تصریح قانون هوای پاک و برنامههفتمتوسعه که وزارت نفت را موظف به تولید و توزیع سوخت استاندارد یورو۴ و بالاتر کرده رعایت کامل این استانداردها هنوز محقق نشده است. دلیل اصلی این موضوع اولویت دادن سیاستگذار به افزایش حجم تولید بنزین برای جلوگیری از ناترازی و واردات است.
به گفته او، براساس برخی گزارشها و اسناد داخلی وزارت نفت در سالجاری حتی بنزینهایی که باعنوان یورو۴و۵ عرضه میشوند دربسیاری موارد حاوی ترکیبات غیراستاندارد هستند و تنها بخش محدودی از آنها(در برخی مقاطع حتی کمتر از ۲۰درصد) واقعا استاندارد محسوب میشوند.
این تحلیلگر صنعت نفت براین باور بوده که نهاد مسوول مستقیم نظارت سازمان ملی استاندارد است که باید با همکاری سازمان حفاظت محیطزیست بر کیفیت و آلایندگی نظارت کند درحالیکه وزارت نفت مسوول تولید است. باوجود هشدارهای قضایی اخیر ازجمله انتقاد دادستانی تهران بهدلیل تداخل وظایف نهادی، کمبود منابع مالی برای نوسازی و تمرکز بر مهار ناترازی بنزین مسوولیتپذیری موثری شکل نگرفته است. درعمل نظارت وجود دارد اما ضمانت اجرایی کافی برای الزام پالایشگاهها به رعایت استانداردها دیده نمیشود.
افزودنیهای پرخطر
برخی کارشناسان براین باورند که اکتانهایی که به بنزینهای تولیدی اضافه میشوند اگرچه ممکن است کیفیت بنزین را اندکی ارتقا بدهند اما اثرات زیستمحیطی برجای میگذارند. هرچند مطالعات دقیقی در این رابطه انجام نشده و گزارش مستندی در دست نیست اما بهگفته آنها تفاوت در تغییر هوای تهران و کلانشهرها سالبهسال بیشتر نمود عینی نشان پیدا میکند.
سوادکوهی در این رابطه توضیح میدهد: افزودنیهایی مانند MTBE (متیل ترتبوتیل اتر) و برخی ترکیبات آروماتیک ازجمله بنزن برای افزایش عدد اکتان و حجم بنزین بهکار میروند اما تایید کامل زیستمحیطی و بهداشتی ندارند. MTBE در بسیاری از کشورها بهدلیل آثار منفی زیستمحیطی و افزایش ریسک سرطانزایی محدود یا ممنوع شده است.
او اضافه میکند: براساس برخی اطلاعات غیررسمی استفاده از MTBE در برخی پالایشگاهها ازجمله شازند و اصفهان بهطور قابلتوجهی افزایش یافته و حتی تا چندبرابر گزارش شده است؛ موضوعی که بیشتر باهدف جبران کمبود تولید بنزین انجام میشود.
به گفته وی، عدم انتشار بررسیهای مستقل و شفاف نیز به حساسیت اقتصادی این موضوع بازمیگردد. نگرانی از تشدید ناترازی بنزین، افزایش واردات و کنترل اطلاعات باعث شده اغلب گزارشهای موجود توسط نهادهای وابسته به وزارت نفت تهیه شود. درحالیکه سازمان حفاظت محیطزیست بارها نسبت به افزایش غلظت بنزن در هوا تا چندینبرابر حد مجاز هشدار داده تحقیقات دانشگاهی یا بینالمللی مستقل در اینزمینه محدود بوده است.
پالایشگاههای رانتبگیر
از میان هفتپالایشگاه تولیدکننده بنزین در کشور بهجز آبادان که هنوز در تملک دولت بوده مابقی پالایشگاهها اصطلاحا خصوصی شدند یا بهتر است بگوییم خصولتی هستند. پالایشگاههای مثل اصفهان، بندرعباس، تهران، تبریز، اراک و شیراز که نفت را با نصف قیمت جهانی و بعضا کمتر از دولت دریافت میکنند و بنزین تولیدی که براساس قانون هوای پاک باید دستکم استاندارد یوور۴ را رعایت کند نهتنها این استاندارد اجرا نشده بلکه افزودنیهای بنزین هم باعث آلودهترشدن هوا شده است. همزمان با پالایشگاهها حدود ۳۵مینیریفاینری هم در کشور فعالند که آنها هم بنزین تولید میکنند. بنزین آنها هم بهگواه کارشناسان بهمراتب پایینتر از بنزین پالایشگاهها به لحاظ کیفیت و درجه آلایندگی است.
نتیجه رعایتنکردن استاندارد علاوه بر آلایندگی شهرها، استهلاک خودروها و افزایش هزینههای مالکان خودرو فقط یکعایدی بزرگ برای تولیدکنندههای بنزین دارد و آن حاشیه سود بالاست؛ حاشیه سودی که خصولتیها را حتی ترغیب به سرمایهگذاری برای نوسازی و ارتقای کیفیت تولید نکرده است.
فرزین سوادکوهی در اینرابطه میگوید: پالایشگاههای کشور که عمدتا دولتی یا شبهدولتی هستند خوراک ارزان دریافت میکنند و از نظر اسمی حاشیه سود بالایی دارند اما سرمایهگذاری در نوسازی آنها بسیار محدود است. دلیل اصلی این موضوع قیمتگذاری دستوری بنزین و گازوئیل، یارانههای گسترده انرژی و همچنین تحریمها بوده که دسترسی به فناوری و تجهیزات را دشوار کرده است.
او اضافه میکند: پروژههای ارتقای کیفی مانند RFCC یا ایزومریزاسیون نیازمند سرمایهگذاریهای چندمیلیارد دلاری هستند و در شرایط فعلی ریسک اقتصادی چنین سرمایهگذاریهایی بسیار بالاست. بسیاری از پالایشگاهها فرسوده هستند و اولویت دولت نیز تامین حجم بنزین برای جلوگیری از واردات است و نه ارتقای کیفیت.
منبع: جهان صنعت
