دیپلماسی نفت| سمیه اسدی،قطع یا کاهش خوراک گاز پتروشیمیهای گازپایه، بار دیگر بهعنوان یک بحران پنهان اما تأثیرگذار بر اقتصاد ایران خود را نشان میدهد؛ بحرانی که مستقیماً تولید متانول و اوره—دو ستون اصلی سبد صادرات پتروشیمی—را مختل میکند و در نهایت اثر آن را در تراز ارزی و نرخ ارز میتوان دید.
بر اساس دادههای موجود، حدود ۴۸ درصد حجم صادرات و ۲۸ درصد ارزش صادرات پتروشیمی ایران تنها بر دو محصول متانول و اوره استوار است؛ محصولاتی که بیش از هر چیز به خوراک گاز نیاز دارند. این وابستگی عمیق باعث شده کوچکترین اختلال در تأمین گاز، مستقیماً تولید آنها را متوقف کند. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که حدود چهار ماه در سال—بهویژه زمستان و دوران اوج مصرف خانگی—فشار شبکه گاز به حدی کاهش مییابد که واحدهای متانول و اورهساز عملاً از مدار تولید خارج میشوند.
نتیجه این توقف اجباری، حذف حدود ۷۰۰ میلیون دلار از صادرات پتروشیمی کشور در سال است؛ عددی که فراتر از یک رقم تجاری ساده، نشانهای از یک تهدید ساختاری برای تراز ارزی کشور محسوب میشود. اگر در سال گذشته ۱۳ میلیارد دلار ارزآوری پتروشیمی ثبت شده و سهم متانول و اوره مجموعاً ۳.۵ میلیارد دلار بوده، معنای این آمار آن است که یکچهارم ارز پتروشیمی از دو محصولی تأمین میشود که در معرض بیشترین ریسک قطعی گاز قرار دارند.
فقدان این ۷۰۰ میلیون دلار در سهماهههای پایانی سال—زمانی که معمولاً فشار بر بازار ارز افزایش مییابد—عملاً دست سیاستگذار را در مدیریت بازار تنگتر میکند و فاصله میان عرضه و تقاضای ارز را بیشتر. به بیان دیگر، قطع گاز یعنی قطع ارز؛ و وقتی نیمی از صادرات پتروشیمی بر پایه همین گاز است، هر شوک در شبکه گاز میتواند با سرعت به بازار ارز منتقل شود و نرخ دلار را تحت فشار صعودی قرار دهد.
این وضعیت نشان میدهد نبود یک استراتژی پایداری انرژی برای صنایع بزرگ، تنها یک مسئله صنعتی نیست، بلکه پیامدهای اقتصادی آن بهطور مستقیم در معیشت، بازار سرمایه، بودجه و حتی انتظارات تورمی جامعه منعکس میشود. تا زمانی که ساختار تأمین گاز کشور اصلاح نشود و وابستگی شدید صادرات پتروشیمی به دو محصول گازپایه ادامه داشته باشد، هر زمستان میتواند مقدمه یک بحران ارزی تازه باشد.
